گذشت،همه چیز تمام شد!
همه ی هوسها و شهوتها
همه ی آنچه که آشکار بود یا نهان
و من خیره به تن عریان آمال و آرزوهایم مانده ام که هیچگاه جامه ی عمل به خود ندید.
انگار او آنچنان کرده بود که دیگر کسی سایه ی مرا هم پشت صدهزار گردنه ی شوم تنهایی نبیند. چیزی فراتر از مرگ!
آری، کار او بود، درست همان لحظاتی پی بردم که در نگاه غمبار کوچه گم میشدم. همان لحظه ای که رو به سویش می کردم تا با اشکهایش مثل همیشه دست بر گریبانم بیندازد و مرا بازگرداند اما دیدم لبخند میزند!
بار دوم باز گشتم و دیدم بلند قهقهه میزند و بار آخر دیگر نبود!
آری همه چیز را تمام کرد و من در حسرت یک نگاه دیگر به تن عریان آمال و آرزوهایم که هیچگاه جامه ی عمل به خود ندید خیره مانده ام.
آه،می سوزم،می سوزم!
One Reply to “Finished all that has been !”
Leave a Reply
You must be logged in to post a comment.

خداوندا مونسا حبیبا
دل شکسته گان چگونه عظمت تو را در قلب هایشان جای می دهند؟
حکماً ابعاد دلشان خدا در خدا در خدا می شود