تماس پریروز تو
اگرچه دستت اشتباهی مرا گرفت
قلب مرا ذره ذره کرد
چرا که مدت ها بود
چنین تند و
اینگونه با هیجان نتپیده بود
میشنیدم صدای تپیدنش را
و من آرام گریستم
وقتی
صدای خنده ات را
آن طرف خط
دور دور
می شنیدم
4 Replies to “The Call”
Leave a Reply
You must be logged in to post a comment.

قبول دارم که نباید بی انصاف باشم،
شاید من موضوع رو اینجوری می بینم
اگرچه همه تلاشم رو کردم
و وضعیت الان من گواه این کلام من هست
که دیگه چیزی از اون محمد سالهای دور نیست
البته این تئوری من بود و هست که تحت هر شرایطی
چه آسون و چه سخت
چه با نامهربانی اطرافیان همراه بود و چه نبود
چه فشارهای روحی روانی بود و چه نبود
چه اشک بود و چه شادی
همیشه
کنارت باشم.
I have Only Had ONE Theory since we fell in love many years ago and that is :
I promised you my deepest love,
my fullest devotion,
my tenderest care.
From this day forward;
For better, for worse;
for richer or for poorer;
in sickness and in health;
to love and to cherish
’til death do us part
عکس رو عوض کردم …