The Call

تماس پریروز تو
اگرچه دستت اشتباهی مرا گرفت
قلب مرا ذره ذره کرد
چرا که مدت ها بود
چنین تند و
اینگونه با هیجان نتپیده بود
میشنیدم صدای تپیدنش را
و من آرام گریستم
وقتی
صدای خنده ات را
آن طرف خط
دور دور
می شنیدم

4 Replies to “The Call”

  1. قبول دارم که نباید بی انصاف باشم،
    شاید من موضوع رو اینجوری می بینم
    اگرچه همه تلاشم رو کردم
    و وضعیت الان من گواه این کلام من هست
    که دیگه چیزی از اون محمد سالهای دور نیست

  2. البته این تئوری من بود و هست که تحت هر شرایطی
    چه آسون و چه سخت
    چه با نامهربانی اطرافیان همراه بود و چه نبود
    چه فشارهای روحی روانی بود و چه نبود
    چه اشک بود و چه شادی
    همیشه
    کنارت باشم.

  3. I have Only Had ONE Theory since we fell in love many years ago and that is :

    I promised you my deepest love,
    my fullest devotion,
    my tenderest care.
    From this day forward;
    For better, for worse;
    for richer or for poorer;
    in sickness and in health;
    to love and to cherish
    ’til death do us part

Leave a Reply