
مرحم دل عاشقی دور از(جدا شده از) معشوقش
بستری نرم و هم اغوشی گرم نیست.

دلنوشته ها و متون زیبا …
All Written in here are for the only girl I’ve ever truly loved …

مرحم دل عاشقی دور از(جدا شده از) معشوقش
بستری نرم و هم اغوشی گرم نیست.
شک نکن بهم
دستتو بزار تو دستم
و باقیش با من و نسیم و پرواز
من سبکتر از پرم
شک نکن بهم
شونه هام امن ترین جای دنیا
برا تک تک لحظه های دلتنگیته
من محکمتر از کوهم
شک نکن بهم
جایی برا ترس نداریم
با تو جلو هرچی دیو بده
شیر درنده وحشیم
شک نکن بهم
سبد دلت رو با لبخند بهم بده
یه دنیا ترانه واسه ارامشش دارم
لطیف ، خدای عشقم
پای رقصیدنو داشته باش
میرقصیم و میچرخیم
دیوونه وار با هرچی ساز زندگیه
من دریای انرژیم
شک نکن بهم
کوک میکنم ساز تنت رو
تمام شبهای باهم بودنمن
من هنرمند ترین نوازنده ام
شک نکن بهم
نور میشیم
خدا میشیم
من عاشق دیوونگیتم!
نزدیکتر بیا
پای امدنت که شد
به هوای خیسی میرسی.
پشت نقاب مترسکی رو به خورشید
وسط مزرعه ی خود کاشته هایم ایستاده ام.
خاموش باش
اینجا صدایمان را نوک انگشتهایمان لمس میکنیم.
نزدیکتر بیا
بی هیچ عطر غریبه ای
بوی تنت اغاز فصل سرمستی تمام گلهای مزرعست.
نزدیکتر که امدی
گرمی نفسهایت
روی پوست صورتم
خواب صد ساله ام را میشکند.
موج میزند زندگی
از مویرگهای جان گرفته صورتم
به بند بند تنم.
نزدیکتر که امدی
دیگر نیازی به خورشید نیست
همیشه تب داریم.
خدا مرا که آفرید هیچ لذت نبرد
ولی خدا تو را که عشق منی را آفرید و لبخند زد
دلم هوای بودنت کرده
هوای بهونه و بیتابی هر دم غروبت
که تو هی فال قهوه بگیری
و به انگشت
هر دویمان را که ته فنجان پیچک وار درهم امیخته ایم
نشان دهی.
شب هنگام
نسیم خنک از تب روز تابستانی می کاهد
و تو
گیلاس سرخی به لب میگیری
دندان میزنی و لبت را با اب گیلاس خنک میکنی.
گیلاسی بین دندانهایت نگه میداری
لبت را نزدیک لبم میاوری
و مرا شریک میکنی.
سهم من نیم گیلاس تو و لب سرخ هوسناکت.
به هسته که میرسیم
زیر زبانت پنهانش میکنی
و قایم موشک بازی هسته
و جستجویش با زبانمان
تعبیر فال هر دم غروبمان.
نگاه میکنم نمی بینم, چشم مرا هوای تو پر کرده
گوش میکنم نمی شنوم, گوش مرا صدای تو پر کرده
ای چشم من بدون تو نابینا
ای گوش من بدون تو ناشنوا
با من بمان , همیشه بمان با من…
همه چی هست و تو نیستی
کاشکی هیچی نبود و تو بودی
دلم تو رو میخاد
اخرین سیب مانده روی درخت
آن بالا
وسوسه ما.
نوک انگشتای پام می ایستم
دستامو دراز میکنم
کش میام و هنوز سیب در بلندیست.
معامله میکنیم
تو رو میون دستام بلند میکنم
به بلندای سیب
خوردنش کار تو و
خوردنت کار من
عشق یعنی
دو نفر با یک فضا
دو تا بلیط و یک صندلی
دو سر و یک بالشت
دو حنجره و یک صدا
دو جفت پا و یک راه
دو جسم و یک روح
تو در من و من در تو
باشد که رستگار شویم
In the heart of the night , when it’s dark in the lights,
I heard the loudest noise. a gunshot on the floor.
I look down, and my shirt is turning red. I’m spinnin round.
Straight through my heart, a single bullet got me.
I can’t stop the bleeding. She aimed, and she shot me.
I just can’t believe it.
No I can’t resist, and I can’t be hit.
I just can’t escape this love.
Straight through my heart.
oh God, a Soldier is down , MD’s Down …