سکوت و باز هم سکوت
سکوت من از بلا تکلیفی نیست
از دل شکستگی ست
امان ازین دل شکسته
I Feel Cold
سردمه
Inside Me
چیزهایی هست که نمی دانم
می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
من پر از نورم و شن
وپر از دار و درخت
پرم از راه از پل از رود از موج
پرم از سایه ی برگی در آب
اما
چه درونم تنهاست
My Review of Love
پنهانی نزدیکت ،خانه میکنم
تا تو مرا نبینی و من
هر روز
از دیدارتو حظ دنیا را ببرم
تا تو بیخیال از سرنوشت من
زندگیت را بکنی و من
به شنیدن بوی تو
جان تازه بگیرم
از پشت تمام پرچینها
نگاهت میکنم
به شوق خنده هایت
سر از پای نمیشناسم
تو بی من بودن را عادت میکنی
من عاشقی را مرور میکنم
Our Memento
تمام برگ برگ خاطرات را
از روی زمین جمع میکنم
وقتی رفتی
طوفان شد و
همه برگها فرو ریختند
دستخوش باد بودند چندی و
پس از مدتی بر زمین آرام گرفتند
از روی شان گذشتیم بی انکه بدانیم
و صدایشان توجهمان را جلب نکرد
هرچند همیشه با ما بودند
امروز بازهم چون گذشته تر و تازه دیدمشان
تک تک برگ ها را جمع میکنم
میخواهم بازهم کنارم باشند
بر درخت زندگی
Distance
تو آهسته از من دور می شوی
من آهسته در خود می میرم
تو قلب مرا با خود می بری
من تمام زندگیم را از دست می دهم
Allegiance
وفای شمع را نازم که بعد از سوختن
به صد خاکستری در دامن پروانه می ریزد
نه چون انسان که بعد از رفتن همدم
گل عشقش درون دامن بیگانه می ریزد
It Rains !
آسمان را نهفته ام در چشم
کهکشانی ستاره می بارم
گر چه لب را به خنده بخشم گاه
یک تلنگر دوباره می بارم
عمری از من بر فت و در فکرم
از چه با هر اشاره می بارم
صبح و شب در ستیز با عقلم
هم که بر مرگ چاره می بارم
با ترحم نظر مکن بر من
چونکه با این نظاره می بارم
بگذر از من که طالعم درد است
من که با هر اشاره می بارم
خسته از التهاب پاییزم
از سر تب بهاره می بارم
می گدازم تو را به داغ تبم
آتشم من شراره می بارم
Tears
مرا باور کن
این صدای باران نیست که به گوش می رسد
صدای خسته ی من است
که از چشمانم بیرون می ریزد
Your Eyes
اگر از چشمهای تو نگویم
چه بگویم
بی آن دنیا سرد و خالیست
دل من
چه بی طاقت
خیره می ماند
در زلالی چشمان تو
