It finished with you …

این شعر رو انگار از زبون من واسه تو گفتن


تو با منی  هر جا برم ، مهره تو بند جونمه
عشقت نمیره از سرم ، تو پوست و استخونمه
یه دم اگه نبینمت ، یه دنیا دلتنگت میشم
نگاه دریایه تو آبیه روی آتیشم
واست دلم و واست تنم و واست تمام زندگیم
از تو دوباره من شدم با تو تمام شد خستگیم
نم نم بارون چشام گواه عشقه پاکمه
هم نفس قسمت من ، دوست  دارم یه عالمه
قشنگ ترین خاطره ها با تو و از تو گفتنه
آرامش وجود من صدای تو شنفتنه

تو با منی  هر جا برم مهره تو بند جونمه

عشقت نمیره از سرم ، تو پوست و استخونمه

یه دم اگه نبینمت یه دنیا دل تنگت میشم

نگاه دریایه تو آبیه روی آتیشم

واست دلم و واست تنم و واست تمام زندگیم

از تو دوباره من شدم با تو تمام شد خستگیم

نم نم بارون چشام گواه عشقه پاکمه

هم نفس قسمت من دوست  دارم یه عالمه

قشنگ ترین خاطره ها با تو و از تو گفتنه

آرامش وجود من صدای تو شنفتنه

Laugh for me

دشت سکوتم را
هیچ رونق نمیدهد
جز شکوفه ی خنده های تو
بر آبادانی این دشت
تا میتوانی برایم بخند

Separation

وقتی جدایی
مرا در عشق تو پرشور تر کند
هزار بار دراین جدایی بمانم
بهتر از وصل بی شوق و
رسیدن بی ثمر

I want you, Still

اری طلوع پاک تو در آن شب سیاه
شاید بشارت از دم صبح سپید بود
وقتی طلیعه تو درخشید
از پشت کوهسار توهم
دیدم که این طلوع
زیباترین سپیده صبح امید بود
ای سرکشیده از دل این قیرگونه شب
بر آسمان برای و رهکن
زرتار گیسوان زرافشان را
همچون شهابها
بر بیکران سپهر
با شب نشستگان سخن از آفتاب نیست
آنان که از تو دورند
چونان به شب نشسته شبکورند
ت خورشید خاوری
جان جهان ز نور تو سرشار می شود
همراه با طلوع تو ای آفتاب پاک
در خواب رفته طالع من
این خفته سالیان بیدار می شود
ای ایه مکرر آرامش
می خواهمت هنوز
آری هنوز هم
دریای ‌آرزوی
در این دل شکسته من موج می زند
راهی به دل بجو

حمید مصدق

What do you want from me?

از من درمانده
چه میخواهی ؟
در برابر دلواپسیت
هرچه دارم
بردار رو ببر

پ.ن: معبود من وقتی تو نگرانم باشی راضیم هرچه میخواهی از من بگیری فقط به عشق تو زنده ام

Last Steps

تا رسیدن قدمهایت به
حوالی خانه ی دلم
راهی نیست
من منتظر دیدن جای قدمهایت
هستم
زود تر  قدمهای اخر را بردار

I Remembered That Day

یادم آمد آن روز
روز اول که تو را دیدم من
با خودم گفتم
این که می بینی تو
روزگارت را سپید، روزگارت را سیاه
خواهد کرد

What did you think of me ?

چی خیال کردی من رو ول کردی توی دستای باد؟
چطوری دلت اومد عشقمون رو بردی ز یاد
مگه تو بویی نبردی از مرام و معرفت؟
رفتی و من رو فروختی عاقبت