One Day…

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت
و هر انسان
برای هر انسان
برادری‌ست
روزی که دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند
قفل
افسانه‌یی‌ست
و قلب
برای زندگی بس است
روزی که معنای هر سخن دوست‌داشتن است
روزی که آهنگِ هر حرف، زندگی‌ست
روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم 

2 Replies to “One Day…”

  1. mehrabooni key mishe ke daste zibaio begire nemidoonam !!!!! senkhiati ba ham nadaran aslan akhe !!!!

    migan dar dokhtaran hamvare zarbe chand aamel dar ham barabare adadist sabet !!!!

Leave a Reply