تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو کتمان عشقت بود در حالی
که از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی
فقط یک لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟
I’m Patient But …
من صبورم اما به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم
من صبورم اما چقدر با همه ی عاشقیم محزونم
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند … می ترسم
من صبورم اما آه … این بغض گران صبر نمی داند چیست
Gloat
دیگر بس است زیبای من از سفر بیا
بغض تمام پنجره ها در غمت شکست
چشمم به حرمت غم تو تا سحر گریست
در ساحل عبور تا صبحدم نشست
در کوچه های حادثه ، تنها شدن بس است
دیگر برای عاطفه هم طاقتی نمانده است
رفتی و آن قناری زیبا و مهربان
یک نغمه هم برای دل عاشقان نخواند
با دیدن طلوع دو روح همیشه سبز
قلبم برای تازه شدن تنگ می شود
تو رفته ای و نقره ی مهتاب آرزو
از غصه ی غروب تو کمرنگ می شود
یک شب به احترام دل عاشقم بیا
مُرد از غمت ستاره ی دل آسمان من
هر شب کنار پنجره ، تنها نشسته ام
شاید بگیری از دل رویا نشان من
از آن زمان که رفته ای از کوچه باغ عشق
در چشم یاس عاطفه باران گرفته است
جُرم تو بی گناهی و اندوه تو بزرگ
صبرو قرار از دل یاران گرفته است
رفتی و دل به یاد نگاه بهاریت
در آرزوی یک تپش عاشقانه است
امواج سرخ دیده ی دریایی دلم
غرق نیاز و حسرت و اشک و بهانه است
روحم فدای خستگی چشم عاشقت
جرم تو مهربان شدن و بی ریا شدن
تنها گناه آن دل دریایی تو بود
یک روز محض خاطر گل ها فدا شدن
اما بدان فرشته ی من در جهان عشق
دست غریب لاله فشردن گناه نیست
اینجا هنوز مثل نگاه تو هیچکس
تسکین درد یاسمن بی پناه نیست
حس لطیف و آبی باران انتظار
تنها بلوری از دل بی انتهای تست
سوگند آسمانی دل های مهربان
هر شب به احترام شکفتن برای تست
دیگر بس است پونه ی من از سفر بیا
پیوند عشق با این دل شیدا همیشگی ست
دیدار با طراوت چشمانت ای بهار
زیباترین حضور شکوفای زندگی ست
Regret
در حسرت چشم تو دل ماه شکست
چشمان ِ هزار غنچه راه شکست
تو رفتی و بعد ِ تو دلم مثل بلور
افتاد ز موج شوق و ناگاه شکست
Love …
سیه چشمی به کار عشق استاد
درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد
Wind
دستانم سرد است دست تو را میگیرم،
چشمانم را میبندم تا فقط صدای تو را بشنوم،
صورتت را با آن لبخند همیشگی تصور میکنم،
صدایت مثله همیشه گرم و آرام است،
دلتنگی ام دارد از بین می رود،
باد سردی می وزد، تمام وجودم یخ میکند،
چشمانم را باز میکنم تا در آغوش گرمت جا بگیرم،
اما باد تو را نیز با خود برده است و من سرد و تنها با دلتنگی اینجا ایستاده ام
My Epitaph
بر سنگ قبر من بنویسـید خسته بود اهــل زمین نبود نـمازش شــکســته بود
بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تـنها از این نظر که سـراپا شـکســته بود
بر سنگ قبر من بنویســـــــید پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسـته بود
بر سنگ قبر من بنویســید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه، دســــته بود
بر سنگ قبر من بنویســــــید کل عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود
آری منتظر نشسته بود
Being With You
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت
نمی توان گفت و حتی نمی توان سرود.
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و …..
و من همچون غربت زدای در آغوش بیکران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم
و میمانم تا ابد و تا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید بانوی دریایی من
Not Translatable !!!
چشم چشم دو ابرو … نگاه من به هر سو ، پس چرا نیستی پیشم ؟ نگاه خیس تو کو ؟
گوش گوش دو تا چشم … دو دست باز … بیا بگیر قلبمو… یادم تو را فراموش…؟
چوب چوب یه گردن … جایی نری تو بی من… دق می کنم میمیرم
دست دست دو تا پا … یادتو مونده اینجا… یادت میاد که گفتی: بی تو نمی رم هیچ جا…
من من یه عاشق … همون مجنون سابق…
Count my Fingers
گفتم دوستت دارم نگاهی به من کرد و گفت : چند تا ؟؟؟!!!
دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم
اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود
