بیا و دوباره
دروازه ی احساس را
برویم بگشا
تا واژه ها جان تازه بگیرند
تا قلم رقص آید و
ترانه ها سماع گیرند
New Update!
امروز بالاخره نسخه پشتیبان وبلاگ سالهای گذشته ام رو که توی پرشین بلاگ داشتم رو روی سایتم ریختم، البته همه رو خصوصی کردم نتیجتاً جز برای من واسه کسی قابل دسترسی نیست. قصد اینه که دونه دونه از این حالت درشون بیارم بعد از بازبینی اونها که فعلا زمان میبره. فعلا دو تا از نوشته ها رو به حالت رمز عبوری در آوردم … خودم هم نمیدونم الان دارم چی میگم فقط دارم مینویسم. مسئله اینه که کل نوشته های من توی اون وبلاگ در طول 3 سالی که می نوشتم به صد عنوان نرسید … حال اونکه از 11 سپتامبر تا الان هر روز مطلب نوشتم. زیاد حرفیدم، بسه دیگه نه؟
I Just Want You To Know
looking at your picture from when we first met
به عکس های روزای اول آشناییمون نگاه می کردم
you gave me a smile that i could never forget
لبخندی بهم زدی که هیچوقت فراموش نمی کنم
and nothing i could do to protect me from you that day
و هیچ چیز توی دنیا نمی تونست جلوی عاشقت شدنم رو بگیره
you and i were everything to me
تو همه چیز من بودی
I just want you to know
می خوام بدونی
that i’ve been fighting to let you go
خیلی با خودم جنگیدم تا فراموشت کنم
some days i make it through
بعضی روزها از پسش بر میام
and then there’s nights that never end
ولی شبهایی هست که هیچوقت تموم نمی شن
i wish that i could believe
کاش می تونستم باور کنم
that there’s a day you’ll come back to me
که یه روزی دوباره بر میگردی پیشم
but still i have to say
ولی باز باید بگم:
i would do it all again
Different Angle
Sometimes, I sit and look at life from a different angle
Don’t know if I’m God’s child or I’m Satan’s angel
Her Brown Eyes
I can’t help now but wonder what your brown eyes were concealing.
They just showed me reflections of all that I was feeling.
Our bodies close together like my ride hand in my glove.
Hearts pounding with excitement, and, dare I say it, love.
I know I’ll never own you it’s your nature to run free.
I pray the Lord above that one day you’ll come back to me.
Then, we’ll ride off in glory until our time is done
And, I will be your hero, your cowboy in the sun.
Grace
This broken heart can still survive With a touch of your grace.
این قلب شکسته با مهربانی تو دوباره جون میگیره
Weight!
روزی می آید
ناگهان روزی می آید
که سنگینی رد پاهایم را
در درونت حس می کنی
رد پاهایی که دور می شوند
و این سنگینی
از هر چیزی طاقت فرساتر خواهد بود
Drunk!
آنگونه مست بودم
که از تمام دنیا
تنها
دلم
هوای تو را
کرده بود
میگفتم این عجیب است
اینقدر ناگهانی دل بستن
از من که بی تعارف دیریست
زین خیل ورشکسته کسی را
در خور دل نهادن
پیدا نکرده ام
Breaking
من می شکنم
همچون بغض
و میریزم زیر پایت
وقتی که چشمهایت غصه دارند
…
من
میمیرم
به سادگیه یک قطره اشک
Do Wait …
صبر کن
از این گذر که رد میشوی
اندکی صبر کن
شاید چشم انتظاری که
ماه ها امید آمدنت را دارد
به دیدارت
دوباره زنده شود
از این گذر که رد میشوی
فقط اندکی صبر کن
