همـــین

شـــاید تمام قصـــه ی ما این سه جمله بود:
آشوب بـودی آمــــدی و رد شـدی ، همـــین!

من سطحی از تـــرک شـده بودم که بشکنم
تو آخـریـن تلنگر ایــن سـد شـدی ، همـــین!

هـــرگـز تـو انـتـــخاب نکــــردی مـرا ، فـقـط
گاهــی بر این دو راهه مردد شدی ، همین!

حـذف بـیــــای قـافــیه هـا کــــــار تـو نـبـود
تو بـاعـث ردیـف نـیـامـد شــــدی ، همـــین!

حـرفـی کـه در دقــایـق زخــمی انـتـــظـــار
تـیــر خــلاص را بــه دلم زد شدی، همـــین!

بـا ایـــن هـمـه شـکایـتـی از تـو نـمی کــنـم
تنها قبول کن که کمــی بد شدی…همـــین !

درگیر

تو تا آخر عمر
درگير من خواهي بود
و تظاهر مي کني که نيستي
مقايسه تو را
از پا در خواهد آورد
من
مي دانم به کجاي قلبت
شليک کرده ام
تو
ديگر
خوب نخواهي شد

You are my Charlie Brown …

جـسـی: تـو « چـارلـی بـراونِ » من هستی.

ایتان: من چـی هستم ؟!؟

جـسـی: وقتی بچه بودم، تلویزیون یه برنامه نشون میداد به اسم چارلی براون.

چارلی براون عاشق یه دختر کوچولو شده بود و توی تمام کارتون مدام خیط میشد و شکست میخورد! اما بالاخره آخرش دختر کوچولو اونو بوسید.

بعد یهو چارلی براون پرواز کرد! منظورم اینه که واقعا پرواز کرد! رفت توی ابرها و آسمون و همینطوری رفت بالا.

من اصلا نمی فهمیدم یعنی چی! رفتم از مامانم سئوال کردم جریان چیه؟ مامانم گفت این دقیقا همون احساسی هست که وقتی پدرت رو میبوسم دارم. خب من فکر کردم که پدرم حتما یه بوس جادویی داره که هر کی رو بوس کنه طرف میتونه پرواز کنه.

برای همین من هی میرفتم بابام رو بوس می کردم. چشام رو میبستم و تمرکز می کردم، اما هیچ اتفاقی نمیوفتاد. چند بار دیگه این کار رو کردم، اما جواب نداد و منم بیخیالش شدم و این ماجرا یادم رفت تا اولین باری که تو منو بوسیدی… اونجا بود که یاد چارلی براون افتادم.

My Girlfriend’s Boyfriend
Christopher Gorham, Alyssa Milano

closed hands

دستاشو مشت کـرده بود…
پرسـیدم توی مشتت چـیه؟!
گفت : خودتـ نگـاه کن
دستاشو گرفتم و آروم باز کردم…
توی دستاش چیزی نبود!!!
گفتم : چیزی نیست کـه…!
دستامــو که توی دستاش بود فشـــرد و گفت:
نبــود…ولی “حــالا هست”!
دستام گرم شد و اون لبخند زد…
وقتی دستاش تو دستم بود انگار دنیا زیر دستم بود!

پدر و فرزند

هيچى جذاب تر از يه باباى جوون نيست كه از سر كار رفته دنبال دخترش مهدكودك و حالا تو قطار روبروش نشسته ميگه:
سر كار ما امروز خلوت بود و من ناهار و مجبور شدم تنها بخورم تو اتاق خودم. بعد كار هم رفتم عكس هامون رو كه داده بوديم چاپ گرفتم. 
تو چى كار كردى امروز تو مهد؟ غذاتون خوشمزه بود؟

I know men who …

مردانی را میشناسم که هنگام عصبانیت
 داد نمیزنند
 ناسزا نمیگویند
 نمیزنند
 نمیشکنند
 تهمت نمیزنند
 کبود نمیکنند
 خراب نمیکنند
 تنها سیگاری روشن میکنند و در آن میسوزانند تمام خشم خودرا
 تا مبادا به کسانی که دوستش میدارند از گل کمتر گفته باشند...

تغزل و شب بارانی

پشت رُل ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیم
داشتم یک عصر برمی گشتم از عبدالعظیم

ازهمان بن بست باران خورده پیچیدم به چپ
از کنارت رد شدم آرام، گفتی: مستقیم!

زل زدی در آینه اما مرا نشناختی
این منم که روزگارم کرده با پیری گریم

رادیو را باز کردم تا سکوتم نشکند
رادیو روشن شد و شد بیشتر وضعم وخیم

بخت بد برنامه موضوعش تغزل بود وعشق
گفت مجری بعد” بسم الله الرحمن الرحیم” :

یک غزل می خوانم از یک شاعر خوب وجوان
خواند تا این بیت که من گفته بودم آن قدیم:

“سعی من در سربه زیری بی گمان بی فایده ست
تا تو بوی زلفها را می فرستی با نسیم”

شیشه را پایین کشیدی رند بودی از نخست
زیر لب گفتی خوشم می آید از شعر فخیم

موج را تغییر دادم این میان گفتی به طنز:
“با تشکر از شما راننده ی خوب و فهیم”

گفتم آخر شعر تلخی بود ،با یک پوزخند
گفتی اصلا شعر می فهمید!؟ گفتم: بگذریم

سیم آخر

عزيز دلم، می دانی سیم آخر چیست؟
همه خيال می کنند که سيمِ آخر ساز است.
حتا يک نوازنده بی سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت :
اين هم سيم آخر.
اما سيم آخر يعنی وقتی می رفتند قمار ، سکه زرشان را که می باختند،
جيب شان را می گشتند ، آخرين سکه ی سيم را هم به قمار می زدند.
می زدند به سیم آخر، به اميد بردن همه هستی، يا به باد دادن آخرين سکه ی نيستی.
من هم دلم می خواست در این قمار بزنم به سیم آخر، اما گلستان به من گفت:
«ببین زری که باختی اصل بود؟»
رفتم توی فکر…

Being In Love …

asd1

مرخصی ندارد
حتی وقت استراحت ندارد
حقوق و مزایا ندارد
بیمه ندارد
ترفیع و پست و مقام ندارد
استعفا یا اخراج شدن ندارد
بازنشستگی و از کار افتادگی هم ندارد
با این حال دوست داشتنی‌ ترین شغل دنیاست ، عاشق تو بودن !

A Facebook Question, Answered ~!

یه پیجی تو فيس بوك هست که این سوال توش مطرح شده :
سلام. مشکلمو ميخواستم مطرح كنم تا شايد شما كمكم كنيد. من تازه ازدواج کردم و شوهرم رو هم خیلی خيلي دوست دارم. ولی یه مشکل بزرگ با ایشون دارم اونم باد معده هست. ایشون جلوی من این کار رو انجام میده توی خونه و گاهی اوقات صداش انقدر بلنده که لرزه به اندام من میفته. هر چی بهشون میگم که چنین چیزایی اصلا تو خانواده ما عادی نبوده و همه ادب رو رعایت میکردند ولی ایشون به من میگه سوسول. سوالم از شما اینه که چکار کنم که این عادتش رو کنار بذاره؟ من نمیتونم اصلا کنار بیام باهاش
حالا کامنتهای کاربرها :
-با پتروس فداکار صحبت کن … ضمناً مشکل شما خیلی خاصه باید تو کمیسیون موارد خاص مطرح شه
-مرد باید بگوزه خواهر من 😐 خوبه بره جلو زن غریبه بگوزه؟ توام پا به پاش بگوز جدی میگم :{
-نمی تونی از کسی که داری باش زندگی می کنی بخوای نگوزه،خونشه نرفته که تو اخبار ساعت 9 بگوزه
-خب میدونی.موقع اون کار بدن استایل خاصی میگیره…سعی کن به اون استایل شرطی بشی که تا میخواست اتفاق بیفته بری تو چهارچوب در یا زیر میز…یادت نره،رادیو،چراغ قوه،غذاهای کنسروی و باتری زاپاس از اوجب واجباته…
-عزیزم طبق قوانین پاسکال گوزی که بتونه باعث لرزه به اندام شما بشه ، فشارش میتونه خیلی از اندام حیاتی فردی که این کار رو انجام داده تهدید کنه! شوهرت رو به یک دکتری چیزی نشان بده جاییش چیز نشده باشه :))
-مردی که صدای باد معدش تن زنش رو نلرزونه، مرد نیس که، بعدشم، نشون میده شما غذاهای خیلی خوبی درست میکنی و دِلیوری میده، تشکر میکنه! نشونه خوبیه!!!
-آیا فواید گوز را میدانستید؟؟؟
1- رفع خستگی
2- رفع دل درد
3- سفیدی چهره
4- بهبودی بیماریهای گوارشی
5- شكستن سكوت در شب
6- ایجاد خشنودی دوستان
7- ایجاد تنوع در بوی محيط
8- از بین بردن یکنواختی در زندگی
9- تست حس بویایی اطرافیان
10- ایجاد فضای ازادی و دموکراسی …
( متاسفم برا کسایی که هنوزم فک میکنن گوز چیز بدی یه … )
-همين كارا رو ميكنيد مردا از خونه فرارى ميشن ديگه ، شما بايد تشويقش كنيد تازه رو تحريرش كار كنه شايد رفت آكادمي گوگوش.
-این یعنی رابطه تون جا افتاده ديگه
-خواهر من نفهميدم تو با بوش مشكل داري يا با صداش؟ اگر با بوش مشكل داري خوب توصيه ميكنم يك خوشبو كننده اتومات بزار تو خونه ولي اگر با صداش مشكل داري ميتوني ازش بخواهي يك قرقره قرار بده دم مجرا تا صدا با تن ملايم بياد بيرون. اگر جوابم داد تو برنامه بعد بگو تا ديگرانم استفاده كنن