Eyes & Ears

نگاه میکنم نمی بینم, چشم مرا هوای تو پر کرده
گوش میکنم نمی شنوم, گوش مرا صدای تو پر کرده
ای چشم من بدون تو نابینا
ای گوش من بدون تو ناشنوا
با من بمان , همیشه بمان با من…

Me and the Apple !

اخرین سیب مانده روی درخت
آن بالا
وسوسه ما.
نوک انگشتای پام می ایستم
دستامو دراز میکنم
کش میام و هنوز سیب در بلندیست.
معامله میکنیم
تو رو میون دستام بلند میکنم
به بلندای سیب
خوردنش کار تو  و
خوردنت کار من

Love Is …

عشق یعنی
دو نفر با یک فضا
دو تا بلیط و یک صندلی
دو سر و یک بالشت
دو حنجره و یک صدا
دو جفت پا و یک راه
دو جسم و یک روح
تو در من و من در تو
باشد که رستگار شویم

Star or Moon

سربند تمام نوشته هایم نام توست
هرچه بخواهم عمق چشمانم را
از تو عاری کنم و
ذهنم را از تو خالی
بازهم قلم سر میپیچد
و از تو مینویسد
به حکم تمام حاکمان و به رای تمام داوران
دل نه به خواست یار
بلکه حول مدار عشق میچرخد
غم سهمگین رفتنت
نه عشق را زدود نه یادت را
هنوز هم خلوت نشین تمام شبهایم تویی
و فانوس روشنگر شعرهایم
در محضر عشق
هنوز چشمان روشن توست
ای ماه تمام رخ لحظه هایم

Forever

ای ستاره ی من …
نمیگویمت پنجه آفتابی
نمیگویمت گل همیشه بهاری
نمیگویمت با تو تنها زنده ام
یا نباشی بی تو میمیرم
دست از این اغراقها برداشته ام
فقط یک کلام ،ساده میگویم
تا همیشه دوستت دارم

last Night I Cried

دیشب گریه کردم
خیلی وقت بود گریه نکرده بودم
دیشب برعکس قبلاًها از تنهایی و از بی کسی گریه کردم
روزگاری می دونستم توی این دنیا یکی هست که دوستم داره
یکی هست که توی فراز و نشیبا هوام رو داره و پیشم هست
دیشب گریه کردم چون از ته دل تنهایی رو حس کردم
چون دیشب کاملا متوجه شدم دیگه خانواده ای ندارم
دیشب باز هم مثل قبل مطمئن شدم مادری ندارم، پدری ندارم، خواهری و برادری ندارم
البته مدت خیلی زیادی بود که نداشتم و تنها خانوادم تو بودی
با تو بودن واسم آرامش بود
با تو احساس امنیت می کردم
ولی چند ماهی هست تو هم من رو تنها گذاشتی و تو رو هم دیگه ندارم
آره، تلخ هست و غمگین هست
و من مثل بچه ها دیشب ساعت ها گریه کردم

Still Alive

نمرده ام هنوز
دلتنگی ات هنوز
مرا
تنگ در آغوش میکشد
یاد چشمان زیبایت
هنوز هم مرا مست
میکند
وعشق تو
در این سوزناک سردی
هنوز دلم را
گرم میکند
من نمرده ام هنوز
اگر روی شیشه بخارگرفته ی خاطراتت
به بازی و شیطنت،نقشی کشیدی
از میان خطها شاید
چهره
زردم را دیدی
یادت بماند
نمرده ام هنوز
در انتظارم ،انتظاری تلخ ، تلخ

Because of You

به تو پناه میبرم
سر بر زنوانت میگذارم
تو بر سر من دست میکشی
من به عشق تو
از دنیا دست میکشم

Are You Informed

از دل رنجورم خبرت هست؟
از نیاز من مسکین به نگاهت خبرت هست؟
از سوخت و سوز این دل افتاده یه گوشه تک و تنها ،خبرت هست؟
از آتش افتاده به جانم ،از درد بی درمانی هجرت،
از بی سر و سامانی من آواره خبرت هست؟
از شبهای بی صبح و ستاره ،از خوابهای بی تعبیر دوباره
از غم انتظارت ،خبرت هست
از دیده ی خشک شده براهت ،از دل مانده به نامت
از لب ندیده لبخند
از پای گرفته در بند خبرت هست؟
از چشمی که بی تو شب نخفت، از قلبی که بی تو نزد
از دمی که بی تو واماند خبرت هست؟؟
نه بگو راستی خبرت هست؟؟